زن میتواند!
فریده مادر پنج فرزند است و ۷ سال پیش زمانی که بزرگترین فرزندش ده سال بیشتر نداشت، شوهرش را از دست داد.
شوهر فریده رانندهی موتر لاری بود و در یک حادثهی ترافیکی جان باخت.
او میگوید: «وقتی شوهرم وفات کرد، خرج و مصرف زندگی من و فرزندانم را برادر بزرگم میداد اما رفته رفته رفتارش با ما تغییر کرد و این وضعیت برای من خیلی درد آور بود، روز و شب در فراق شوهرم گریه میکردم و از این که هیچ عایدی برای فرستادن فرزندانم به مکتب نداشتم، رنج میبردم.»
به گفتهی فریده، قبل از آمدن برنامه ملی انکشاف اقتصاد روستایی به قریهی شان، روزگار سختی را سپری میکرد؛ اما با پیوستن به این برنامه و گروپهای پسانداز، روزنهی امیدی برایش پیدا شد. فعالیتهای این برنامه فریده را وادار کرد تا به فکر راهاندازی کار و بار پرعایدی برای تأمین مایحتاج زندگیاش بیفتد.
او که عضو گروپ پسانداز آرام است، برای اولین باز از این گروپ مبلغ چهار هزار افغانی را برای ساختن یک دکان خوراکه فروشی قرضه گرفت و برای پسرش یک دکان کوچک را در بیرون حویلی شان ساخت.
موسی پسر دوازده سالهی فریده، نصف روز را به مکتب میرود و باقی روز را در دکان سپری میکند. فریده میگوید: «بعد از ساخت این دکان و پسانداز اندک اندک از مفاد آن یک عدد چوچه گاو را خریداری کردم و در آینده تصمیم دارم تا با دوشیدن شیر آن و فروختنش در دکان پسرم، مفاد بیشتری به دست بیاورم.»
فریده میگوید که چندی پیش، زمانی که دختر بزرگش سن هژده سالگیاش را تکمیل کرد، از مادرش خواست تا او را نیز در یکی از گروپهای پسانداز روستای شان ثبت نام کند. به گفتهی فریده، حالا دخترش راحیل عضو یکی از گروپهای پسانداز دیگر قریهی شان به نام یاران است و در همین نزدیکیها قرار است به منظور خریدن مواد بیشتر برای دکان برادرش، قرضه بگیرد.
فریده که حالا بیشتر از پیش به آینده امیدوار به نظر میرسد، از رهبریت برنامه ملی انکشاف اقتصاد روستایی وزارت احیا و انکشاف دهات بخاطر مهیا کردن چنین فرصتی برای او و زنان همانندش، متشکر است.
فریده و همگروپیهایش میگویند که قبل از آغاز فعالیت این برنامه در روستای شان، فقط کارهای خانه را انجام میدادند و به جز آن به هیچ کار دیگری فکر نکرده بودند؛ اما حالا از این که به مردم قریهی شان نشان دادند که آنها نیز میتوانند کار کنند و در کنار بازوان مردان، بازوی نیرومندی در راستای تامین نیازهای زندگی خویش باشند، خوشحال اند.
«ما همت میکنیم و به جای تحمل بیکاری، فقر و بدبختی به پا میخیزیم و دوشا دوش مردان ما کار میکنیم تا به همه نشان دهیم که زن نیز میتواند پول حلال برای فامیلش کمایی کند.» فریده این را گفت و من نیز نوشتم تا دیگران هم بنویسند و روزی همه آن را بخوانند که (زن میتواند!)
